على اصغر ظهيرى

179

كشكول اهل بيت (ع) (فارسى)

سفره هستى تو برچيده شد * گلان تو يكى يكى چيده شد چو مصحف ورق ورق كنده شد * تمام آيه‌ها پرا كنده شد نى كه حكايت كند ، از ناى توست * رسالهء عشق به فتواى توست در اين رساله نكته‌اى بارز است * عاشق اگر سر شكند جايز است لا يَوْمَ كَيَوْمِكَ يا ابا عَبْدِاللَّه نقل شده است كه روزى امام حسين عليه السلام بر برادرش امام مجتبى عليه السلام وارد شد . همين كه حسين عليه السلام چشمش به برادر افتاد ، شروع به گريه نمود . امام حسن عليه السلام فرمود : اى برادر ! چرا گريه مىكنى ؟ فرمود : گريهء من به خاطر بلايى است كه به تو مىرسد . امام حسن عليه السلام فرمود : آنچه به من مىرسد ، سمّى است كه از راه كينه ومخفيانه به من مىخورانند ، اما : لا يَوْمَ كَيَوْمِكَ ( يا اباعبداللَّه ) ؛ هيچ روزى چون روز تو نيست . سى هزار نفر براى كشتن تو مىآيند ، در حالى كه همه مدعى اين هستند كه از امّت جد تواند . تو را مىكشند و مال و متاع تو را به يغما مىبرند . در آن هنگام لعنت خدا بر « بنىاميه » مىآيد ، آسمان خون مىبارد و هر چه در اين دنياست بر تو مىگريند ؛ حتى مرغان آسمان و ماهىهاى درياها . « 1 » اى جان به فداى خلق و خوى تو حسين * ديوانه شدم به عشق بوى تو حسين پروانه صفت سوخته‌ام در همه عمر * تا آنكه دهم جان سر كوى تو حسين يك دم نبود كه من ز تو دم نزنم * باشم همه دم به گفتگوى تو حسين هر جا كه گلى گرفتم و بوئيدم * بودم به يقين به ياد بوى تو حسين چشم همهء گريه كنان تو بود * در روز جزا به ابروى تو حسين

--> ( 1 ) - امالى ، شيخ صدوق ، ص 115 ، حديث 3 .